عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
37
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
آمد - « عدو السليك » . و چهارمى عبد الله پسر خازم سلمى فرماندار خراسان از سوى عبد الله بن زبير است . از شگفتى كار وى آنكه او دلاورى و شجاعت را به بيشترين حد داشت با اين همه به سختى از موش مىترسيد . گويند روزى او در پيش عبيد الله بن زياد بود . به ناگه پيش او موش سفيدى درآوردند ، از آن درشگفت شد و به عبد الله گفت : اى ابو صالح ، شگفتآورتر از اين هرگز ديده بودى ؟ امّا عبد الله را ديد كه مانند جوجهاى كوچك و حقير شده و چون ملخ زرد گشته . پس گفت : ابو صالح [ چنان دلى دارد كه ] از خداوند نافرمانى مىكند و سلطان را خوار مىشمارد و گرزه مار را به دست مىگيرد و پيش شير دلير مىرود و روى به نيزهها مىگرداند و دست پيش شمشيرها مىگيرد امّا از ديدن موش حالى بر او عارض مىشود كه ديديد ، گواهى مىدهم كه خداوند بر هر چيزى تواناست . اغفاءة الفجر . عرب به خواب سحرگاهان مثل زند و گويد : شيرينتر از خواب سپيدهدمان . بهترين سخنى كه در اين باره شنيدهايم سرودهء ابن طباطباست كه گويد : اقول و قد اوقظت من سنة الهوى * بعذل يحاكى لذعه لذعة الهجر دعونى و حلم اللّهو فى ليلة المنى « 1 » * و لا توقظونى بالملام و بالزّجر فقالو الى استيقظ فشيبك لائح * فقلت لهم طيب الكرى ساعة الفجر يعنى : در حالى كه به ملامت و سرزنشى كه نيش آن سوز جدايى را به ياد مىآورد از خواب عشق بيدارم كردند ، مىگويم : در شب كامرانى بگذاريدم تا در خواب عيش بغنوم و با سرزنش و منع از عشق بيدار مكنيدم . گفتند برخيز كه سپيده دم ( موى سپيد پيرى ) در دميده ، و من مىگويم : خواب سپيده دمان بسى شيرين است .
--> ( 1 ) - ضبط ابراهيم صالح : فى ليل لمّتى . ( م )